امیر عطاامیر عطا، تا این لحظه: 14 سال و 7 ماه و 18 روز سن داره

امیرعطا جون Amir Ata Jon

سلام به همه دوستای گلمون... باورم نمیشه بازم اومدم اینجا، به زودی اینجارو به روز می کنم... 🤩🤩

پیک نیک جمعی

94-3-26 گلم دیروز رفتیم باغلار باغی...البته اینبار خیلی هم جمع نبودیم.. فقط 2 تا خاله جون ها و ما.. ما هم اولش نمی خواستیم بریم ولی دیدم تو خیلی ذوق داری دیگه رفتیم مهمون خاله جون با اینکه دیگه هیچ خاطره ای از هیچ شهر بازی برای من خوشایند نیست ولی به خاطر شادی تو حاضرم از خودم بگذرم.. فدای تو بشم که خیلی به وسایل بازی تمایل نداشتی... فقط ماشین برقی و 1 قطار کوچولو سوار شدی.. به همه مون هم می گفتی من قصر بادی نمی رم ها..بچه ها هلم میدن.. به هر حال شب خوبی بود ... بهمون خوش گذشت... اینارو تازه تو ورودی گذاشتن...جالبن..   جای مح...
26 خرداد 1394

آغاز 40 ماهگیت مبارک نازنینم

94-3-26 سلام به پسر 40 ماهه مستقل و باهوش و آقا...عزیزکم ماهگردت مبارک...  هدیه این ماهت... پسرک ما این روزها مثل بلبل فارسی صحبت می کنه و حسابی بایلینگوئیل شده به برنامه های بخش خردسال پویا علاقه منده و می بینه شعر یه توپ دارم قلقلیه و سوره توحیدو میخونه دیالوگ های کارتون ها یا کتاباشو با خودش تکرار می کنه شدیدا به دنبال علت هر چیزی به حدی که گاهی مامان این شکلی میشه عاشق ماشین بازی و بیزار از مسواک نازنینم دلم شادیت را آرزو دارد...پس شاد باش تا می توانی.. ...
26 خرداد 1394

ماشین های امیر عطا گلی

94-3-17 نازنینم عکسای خوشگلت با ماشینات... اصلا از بازی باهاشون سیر نمیشی... تازه سفارش خرید ماشین جدید هم بهم میدی... عجله داشتی بری بازی باهاشون...خوب بهم نگاه نمی کنی..  بازی با ماشین کنترلی سیسمونیت که باباجونی گل برات خریده.. البته چند تاییم ماشین در طول سالهای قبل خراب کردی...1 ماشین آتش نشانی کوچیک..1ماشین پلیس..1 کامیون کوجولو..اتووست که روش سوار شدی و شکست... که خب بعضیاشونم پلاستیکی بودن وگرنه گلم اصلا خرابکار نیست و حسابی مواظب اسباب بازیاشه... چند تا از اینا.. فدای سرت ه...
17 خرداد 1394

این 2 روز تعطیلی

 94-3-16 عزیزکم همیشه این 2 روز تعطیلی خرداد کسل کننده ست... 14 عصری رفتیم ایل گولی که ای کاش حرف بابارو گوش کرده بودیم(که امروز خیلی شلوغ میشه) و نرفته بودیم...اصلا نشد بریم دور استخرش یا اون بالا بالاها...چون تو هم ماشین میروندی برگشتیم پایین دوری زدیم کمی نشستیم و ... توی کل مسیر بازی والیبال چند نفره  یا بدمینتون برپا بود.. بابایی داشت می گفت این وسیله کلی هیجان داره و ...تو هم در حال تماشایی.. 15 هم بند و بساط جمع کردیم و رفتیم پیک نیک... روز خوبی بود نسبت به روز قبلش.. تو هم حسابی بازی کردی...1 دوستی هم پیدا کرده بودی (اسراء).. مشغول بودین با هم...تا شب اونجا بودی...
17 خرداد 1394

گوشی

گاهی همسری تو خونه منو خانوم طلا صدا می کنه که البته اگه گل پسری هم حواسش به ما باشه خطاب به باباییش میگه...این مانی منه...که این حرفو همیشه خطاب به باباش میگه وقتی بهم بگه خانوممه....زنمه..  چند روز پیش امیر عطا خطاب به مامانی:گوشیم کو؟؟  (شایان ذکره که مکالمات پسری با گوشیش گاهی بسیار شنیدنی ست) مامان:تو اتاقت پسرم.. و عطا بدو بدو میره گوشیشو میاره.. مامان:عطا به کی میخوای زنگ بزنی؟؟ عطا با خنده و صدایی شیطون:به خانوم طلام... من و بابایی اولش اینجوری   و بعد    کلی سه تایی خندیدیم قند عسل من.. (سه سال و دو ماه و بیست و چهار روزه) فدای پاکی...
17 خرداد 1394

نیمه شعبان 94

94-3-12 نازنینم امسال تو مراسم جشنی که خاله جون هر سال روز قبل از نیمه شعبان می گیره،خیلی خوب و آقا شرکت کردی... مراسم امسال به خاطر فوت خاله عزیزمون تزئین و کیک نداشت... خدا همه رفتگانو بیامرزه..جاشون خیلی دیده میشد...پارسال آخر مراسم بلند شد رفت روی صندلی و از بادکنک های آویزون به سقف به همه شما بچه ها که بادکنک میخواستین داد...دنیای بدیه گلم...  پسرم عکسایی که قبل از شروع مجلس ازت گرفتم البته مثل تموم عکسات شکاره.. نه با همکاری  مهمون کوچولو آقا رضا که شما سه تا وروجک ازش خیلی خوشتون میاد و وقتی می بینینش جمع میشین دورش..  اینجا خاله جون داره ازت می پرسه که ...
14 خرداد 1394

سفر سرعین آستارا

94-3-10 عزیزکم هفته پیش با خونواده خاله جون آمنه راهی سفر شدیم...واقعا لذت بخش بود و خاطره خوبی شد سفرمون... شما هم در طول سفر عالی بودی و اصلا اذیت مون نکردی خدارو شکر... حسابی 2 قلوهای خاله جون هواتو داشتن و بهت خوش گذشت...عکسای سفرمون.... البته باید بگم که خیلی برای عکس گرفتن ازت اصرار نکردم مخصوصا وقتی می دیدم سرگرم بازی هستی و خوشی منم خیلی بهت سخت نمی گرفتم.. شروع سفر با تماشای طبیعت  زیبا.. بیشتر وقت ها مشغول بدو بدو بودی ... 2 بار هم رفتیم استخر...شما با بابایی..1 بار اینجا.. و بار دوم اینجا.. و این هم جلیقه ش...
10 خرداد 1394